آویسا گلمآویسا گلم، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 8 روز سن داره
علی جونمعلی جونم، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 20 روز سن داره

گلکانم، آویسا و علی

یکشنبه 28بهمن 1397

  سلام و صد سلام خدمت همه یاران همیشه همراه خودم و عزیزان دلم آویسای مهربان و علی پر از عشقم. گفتم آویسای مهربان چون که وجودش سرشار از مهربانیست و بیشتر زمان مرا با نامه های مهرآمیزش غافلگیر میکند. و علی پر از عشق که ساعات زندگی مرا با چشمان پر مهرش سرشار میسازد. برگشتیم اداره بعد یک استراحت دلچسب. روزهایی که در کنار خانواده محترم در کنار پدر و مادر عزیز و برادران بهتر از جانم گذشت. مسیر رفت از جاده ییلاقی رفتیم که بسیار دلچسب و زیبا بود. هوای شمال هم عالی و عاری از هر گونه رطوبت و سرمای شدید. در این میان تنها یک روز را به ساحل رفتیم که هم بچه ها کمی بازی کنند و هم ما کمی هوا بخوریم. هر چند ناتوانی و...
28 بهمن 1397

چهارشنبه 3بهمن 97(مسابقه مشاعره ایران)

زندگی گاهی بازی هایی با انسان می کند که گاهی خود انسان با چشمان حیرت می نگرد. اتفاق هایی که گاه معنی ومفهوم آن را نمی فهمی و شاید چند صباح دیگر با روزهای جدیدی که می آید و اتفاق های جدید تازه حکمت روزهای گذشته رو در می یابی. و دیروز من تمام روز در این افکار برای دخترم غصه خوردم. حتما باید راضی بود  ولی با تمام قدرتی که داشتم سعی می کردم آرام باشم اما دریای مواج درونم التهابی رودر من رقم میزد که ناخودآگاه ضعیف میشدم و  هر چه دنبال تکیه گاه می گشتم تا آروم شم نمیشد. شاید صدای آشنای مادر همسرم و حرفایی که زد کمی آرومم کرد. و اکنون که دارم این ها رو مینویسم فکر میکنم از التهاب درونم کاسته میشود. آویسای عزیزم...
3 بهمن 1397
1